حضرت جانم، سلام

محبوب عمق جانم، سلام

خواستم از کاش ها بنویسم، از اینکه کاش اینجا بودید تا ازتان کسب تکلیف میکردم. خواستم از کاش ها بنویسم که ای کاش بودید و می آمدم در خانه تان حداقل صدای نماز خواندنتان را گوش میکردم. در دلم کاش بسیار است. 

دلم از کسانی که همیشه فقط ای کاش و ای کاش می کنند و کاری نمیکنند، خون است. از کسانی که میگویند فلانی دعا کن ما هم بتوانیم کاری کنیم. از کسانی که وقتی پای کار می شود به راحت ترین موانعی بیخیال کار می شوند. اصلا دلم از آنجا خون تر است که برای دیدن من تا ناکجا آباد می آیند، اما برای ظهور شما و برای دیدن شما تا ناکجا آباد نمی آیند که کاری کنند. حضرت پدر، سرور عزیزم، وقتی دل من اینقدر غصه دار میشود، دل شما چه میشود...! 

آقا جان! میدانم از دست من هم غصه دارید. البته اگر من هم جزو آدم ها باشم! میدانم قوتی که باید را هنوز ندارم. دوست ندارم با غصه خوردنم شما غصه دار شوید. ولی فرض را بر این بگذارید که یکی از دوستداران تان آمده درد دل. آمده دو کلام حرف بزند. بگوید آقا می ترسم حتی کسب تکلیف کنم و بعد تکلیف را رها کنم! آقا می ترسم. از طرفی می خواهم مسئولیت را رها کنم و خودم را سامان بدهم و از طرفی حرف شهیدان دفاع مقدس رهایم نمیکند. آنهایی که از همه زندگی شان برای دفاع از دین و ناموس و کشورشان زدند و آزادمردانه جان خود را در طبق اخلاص به خدا "پس" دادند. 

حضرت صاحب ما! من هنوز چند سوال اساسی در زندگی ام بی پاسخ مانده. عالم ترین کسی که می شناسم شمایید. مهربان ترین و بااخلاص ترین کسی که میتوان متصور بود شمایید. از هر کسی میخواهم بپرسم وقتی نگاه میکنم به اینکه طرف مقابلم چیزی از من نمیداند، از سوال کردن منصرف میشوم. حوصله و میلم نمیکشد که داستان زندگی ام را همه جا پهن کنم و از ریز به ریز وقایع و حالات بگویم تا بلکه شاید طرف بتواند تشخیص درستی بدهد و شاید هم نتواند! آقا حداقل همین سوال این روزهایم را جواب بدهید، به من بگویید و هدایتم کنید به راه درست، بمانم و بدوم، یا بروم..؟

حضرت عزیز دل ها! ای واسطه فیض گرامی! دلم یک ندبه حسابی می خواهد. راستش خجالت میکشم. من ندبه ای که بعدش نتوان نیرویی برای کار جمع کرد را نمیخواهم. من نمیخواهم در ندبه دروغ بگویم به خدا و شما. حضرت پدر، من توان میخواهم، به من توان بدهید "بتوانم". توفیق بدهید. من نمیخواهم مثل همه باشم. نمیخواهم دروغی گریه کنم. نمیخواهم فقط آرزو کنم. کمکم کنید بتوانم نرم و مهربانانه کاری که شما به آن راضی هستید را انجام دهم. کمکم کنید بتوانم "تعاونوا علی البر و التقوی" کنم. 

حضرت ماه! من نمی خواهم ژست محب بودن بگیرم. نمیخواهم ژست کارکن بودن بگیرم. من فقط میخواهم خالصانه برای .....

الهی بحق زینب کبری... مولامون رو برسون.. زودتر آدم مون کن... 

/ 4 نظر / 18 بازدید
میم

دنبال دیدن امام نباش!تا اخر عمرتم به این آرزوت نمیرسی!!! دلیل دارم دیدم که میگم!!!ولی چه عشقی کسی نبینی ولی عاشقش باشی!حداقل هم اگر ببینی نمیشناسیدشون!مثل هفتادوپنج روز پیش دقیقا ساعت ...

میم

قطعیت بیجانی مرا در گفتن موضوع دیدن حضرت حجت ببخشید!شما درس گفتنی!!! من نه پیشرو هستم نه از شما بهترون!!! پلی حس تلخ واقعیت ادراکم را نوشتم!والبته با اعتماد به نفس!!!اعوذبالله من نفسی!!!

...

چه گفتيد؟ «من نمیخواهم مثل همه باشم. نمیخواهم دروغی گریه کنم.» ... اين نسبت‌ها زيبنده نيست!!!!!

Algorithmics

سلام به همه، انتقاد خیلی خوبه و باید باشه، ولی اینجا ((دِل)) نوشته های یک فرد هستش ، قرار نیست در موردِ بند بندِ جملاتی که اینجا نوشته شده به ما توضیح داده شه. ممنونم از توجهتون.