چرا

همه میگن، مشکل اصلی ندونستن نیست، مشکل عمل نکردنه... باشه منم قبول دارم. اما من خودم به شخصه، خیییییلی چیزا هست که بعد از بیست و چندسال سن، برای بار اول میشنوم. نکته اش اینجاست که موضوع های بسیار ساده ای هستن بعضا، اما همون اشتباه رویکردی من نسبت به یه موضوع کوچولو، باعث شده بود دیدگاهم نسبت به خیلی از آدما به نحوی باشه که درست و بر حق نبود. 

حالا اینکه چرا هنوز وقتم رو توو جاهایی غیر از علوم معارف اسلامی "هم" هدر میدم، خودش یه معضله که باید آسیب شناسی بشه :| 

هر وقت میرم کتابخونه، همچین تصمیم میگیرم بیام خونه یه عاااالمه بخونم. بعد که میام نمیدونم چی میشه.... :| واقعا چرا؟!

+ از یه گروه تقریبا صد نفره خارج شدم.....خیلی حس خوبیه، حس میکنم الان میتونم روی خودم کمی تمرکز کنم ان شاء الله.

+ دقت کردم دیدم که خیلی از چیزارو اولش یدونه چرا میذارم. حالا چرا اینجوری ام هم خودش یه سوال دیگست! :|

+ کاش یکی بود.... با حوصله... می نشستیم ... وقت زیاد داشتیم... من هی سوال میپرسیدم... اون هی جواب میداد... 

+++ آیا وقتی کسی جز تو ندارم....تو مرا رد میکنی؟

+++ وقتی تو نیستی، چه کسی را نگاه کنم؟ چرا اصلا کسانی جز تو را نگاه میکنم؟ چرا چشمان روحم خجالت نمیکشند؟ ...چرا خیانت میکنند....؟

+ منو ببخش..

/ 2 نظر / 7 بازدید
سپیده صبح

سلام[لبخند] چه حس مشابهی ... خدا توفیقتون بده التماس دعا[گل]