به احترام پایین آمدنش، سکوت!

امروز صبح... : بلند شو، بلند شو، برف اومده، همه جا سفیده......
لبخند به لب از اینکه اگر برف دیرتر بهم رسید، اما خیلی قشنگ تر رسیده. زیبایی منظره ی حیاط و محوطه اطراف خونه، با برف همیشه دو چندان می شه. سرو بلند قامت به احترام چنین پایین آمدن برف، خم شده! چمن هایی که گرچه وقتی می بینمشون دلم از سرمایی که به تنشون خورده، می سوزه، اما می دونم اونا هم خدایی دارن و می بینم که با نشاطند. و حتی نرده های نازکی که سهم کوچکی از کریستال های برفی رو، رو خودشون نگه داشتن. و حتی ردپای پنجه های کوچک گربه، و از آن کوچک تر، ردپای ظریف گنجشک ها... که نمی دانم کدامشان قشتگ تر است. شاید سکوت برف... برف همیشه حامل سکوته. انگار تموم عالم ساکتند، به احترام اینکه برف قدم رنجه کرده، اومده پایین! به شکر خدای این قدم رنجه نمی دانم چه کنم؟!

سرو خمیده

/ 4 نظر / 2 بازدید
عمران

ياد اون آرامشي كه موقع باريدن برف هست افتادم. چقدر لذت بخشه

باران

سلااام...[ماچ] شما که انقد از برف و بارون حرف میزنی نمیگی یکی که خودت باران صداش میکنی فقط یه بار زیر نم نم بارون پاییز امسال قدم زده!نمیگی دونه های برف امسالو هنوز تو دستاش لمس نکرده![ناراحت] پارسال تقریبا همین موقع ها بود...شبا تنهایی میرفتم زیر بارون تند آسمون...با اشک آسمون هم صدا میشدم...انقدر بارون نوازشم میکرد که آروم میشدم... دلم واسه آرامشش تنگ شده...

عمران

حداقل در دوران عمر ما اين زمين برف به خودش نديده . توي عصر نئاندرتال ها شايد اومده باشه. دوستان جنوبي توي تهران وقتي برف مياد آبروي ادم رو ميبرن. ميگن يارو برف نديده بيخود نگفتن[نیشخند]

مهمان خدا

در وصف عکست فقط میگم به شانه ام زدی که تنهاییم را تکانده باشی.... به چه دلخوش کردی؟ تکاندن برف از شانه های آدم برفی؟