فقط دوستت دارم، نه چیز دیگر!

نمی دانم چرا از وقتی دیگر در دانشگاه هنر رفت و آمد ندارم، اگر از ادامه تحصیلم بپرسند، با قطعیت نمیگویم: دیگر نمیخواهم "..." (هنر) بخوانم.

وقتی دانشجویش بودم قطعیتم برای ادامه ندادن هنر بیشتر بود. البته اکثر مخاطبام هم از ادامه ندادنم منعم می کردند.

امروز، مابین کتاب های یک محل فروش کتاب ، کتاب پدیدارشناسی هنر را برداشتم و تورق سریعی کردم، عکسی که از جلدش گرفتم. آن روز که کتاب نظریه های هنری را به کسی نبخشیدم، و امانت دادم. آن روزهای دیگر که دوستی گفت معلومه هنری هستی! 

هنوز نمی دانم می خواهم چه کنم... نه برای خودمـ ، نه برای تو نه ، برای دیگران...

 

× هنوز دوستت دارم.. بخاطر خودم! هنوز دوستت دارم.. چون دوست داشتنی هستی! هنوز دوستت دارم.. غم آبت نکند... تویی که غم وجودت را ..! و صدایت در نمی آید.. ! خوبی؟ هوا سرد است، مواظب باش سرما نخوری.. خوب باش.. خوب ِ خوب. من نه دستم می رسد برایت سوپ بپزم! ، نه لیاقتی دارم دعایت کنم، من فقط دوستت دارم..

+ از مَــهــدی( ) چه خبر؟ 

+ بچاها! خوبین؟ از خیلیا بی خبرم... 

/ 2 نظر / 12 بازدید
او

مثل ماهی که تا وقتی توی دریاست؛ خیلی دلش برای آب تنگ نمیشه.. + هنر، مهم ترین نیاز امروز ماست؛ حتی برای دین داری هم اگر هنری حرف زدن و بلد نباشیم؛ به همین جایی می رسیم که الآن رسیدیم.

یک شیعه

هنر که خیلی وسیله خوبی برای دینمداری و ترویج عقاید صحیحه. به نظرم باید میموندی توش و با هدف و شاید موثرتر از یه حاج آقا کار دینی هنری میکردی. به قول یه بنده خدا، انقد ما مذهبیا نرفتیم پارک و کوه و سینما و ... دانشگاه هنر! که غیر مذهبیا فک میکنن اینجور جاها مال اوناس! از طریق وب "او" آشنا شدم با وبت. به من سر بزن. تازه کارم.