تهران شهر مهربانی

دارم به این جمله فکر میکنم:

*تهران شهر مهربانی*

 

میدونم الان خیلیا با دیده ی تمسخر بهش نگاه میکنن. اما گاهی واقعا میشه باهاش زندگی کرد... میشه مهربون بود حتی تو هوای تهران.

«بعضی وقتا یه عالمه خستگی با کوچکترین اتفاق خوب از بین میره»

پس از مهربونی کردن تو تهران زیاد دریغ نکنیم... یدونه مهربونی مون، میتونه یه عالمه خستگی از تن و روح کسی بگیره.

مثل قدیما، تو اتوبوس که میشینیم یکم با بغل دستی حرف بزنیم..مهربونی کنیم.. شاید بد نباشه. 

امروز تو بی آر تی ولیعصر نشستم با یه دختر بچه تقریبا 5 ساله حرف زدم.. وقتی میخواستم پیاده شم بهم گفت: بازم بیایی ها! گفتم : باشه. من هر هفته میام. :) جاتون خالی تو بی آر تی با دختره به کشف محلی که ازش بوی آدامس خرسی میومد پرداختیم و محل مورد نظر رو پیدا کردیم! دهان یه خانومه!! :|

/ 0 نظر / 6 بازدید