پراکنده های دیوانه

خسته ام. مثل یه مربی فوتبال که باید یه تیم رو روحیه بده، اما خودش کم آورده. همه چشم شون به مربیه، مربی خودش رفته دنده خلاص!

اون مربی قوتبال به کنار، اون روز رفتم به مربی میگم فلان موضوع رو بگید به بچاها.. خودم و مربی جفتمون خسسسسته بودیم. جفتمون منتظر بودیم بهمون بگن فلانی تو برو یه سفر کربلا . برو یه سفر مشهد... کسی هم بهمون نمیگه...

اینقدر روحم به سفر زیارتی احتیاج داره که دیگه حیا نمیکنم.. جلو استاد زبان که آقا هم هست، جواب موبایلمو میدم و بدون کم کردن میزان صدا، به دوستم میگم خوش بحالت. دعا کن من برم مشهد دارم دیوونه میشم. البته کلاس تموم شده بود.

دلم رنج عجیبی میبرد از دوری ات اما نجابت نمیکند مانند بانوهای ایرانی !

امام ضامن! آهویی گم کرده راهم یا رضا

غرقه ی بحر گناهم یا رضا جان

روسیاهم روسیاهم یا رضا

بی پناهم بی پناهم یا رضا جان

آمدم بر درگهت ای شاه طوس 

مهربان یار رئوف ...

از مهر خود دورم نکن..

 

نه شعر میگم . نه شعار میدم. نمیخوامم دلت رو به سمت خودم رحیم کنم.. خودت میدونی. خودت میدونی. خودت میدونی... خودت میدونی که من هر لحظه دارم کم میارم. خودت میدونی که . شما خودت بهتر میدونی که خدا چی برام خواسته. خودت میدونی که من نباید الان اینقدر کم آورده باشم. من الان وقت ندارم برای تعلل کردن. خودتون که میدونید... امروز یکشنبه ست. مگه چقدر زمان دارم تا چهارشنبه؟ خواهش میکنم یه کاری کنید... 

دلم برای عاشقانه دورت چرخیدن هواییه.. دلم برای فدات شدن بهم هشدار میده... امام مهربونم... دوستت دارم، همین.

/ 1 نظر / 15 بازدید
سامان

[گل][گل]سلام وبلاگ بسیار زیبایی دارید ?? ?? ??