برای دوستی ام با یک یک تان

دوستانی که من را می شناسید...
* "آ... ک..."جان؛ رفیق با معرفت من که برایم نوشتی فراموش نشدنی، دوستت دارم. تو برایم شده ای تصویری از آن "لفطن" گفتن هایت و آن تصویری که در پارک برای لحظات آخر خیلی با محبت مرا در آغوشت گرفتی و من نمی دانستم چطور محبتت را جبران کنم.
* عزیـــــــز دلم، "ب..."ام؛ اگر بدانی که چقدر در میان کلمات پیامک هایمان برایت پر از محبت می شوم، اگر بدانی که چقدر آرزو دارم بتوانم هر روز بیایم آنجا، و ببینمت. با هم برویم کنار آن رود زیبا که در تاریکی و شلوغی، من و تو گویی جز همدیگر کسی را نمی دیدیم. اگر بدانی محبتم برایت به چه شدتی ست، شاید همین امروز می آمدی تهران(بقول خودت تهلان!) و آن قدر می بردمت جاهای دنج و خلوت که باورت نشود تهران آلوده ی ما چقدر هم زیبا می شود، با خلوت دونفره مان. امیدوارم به بهانه ای مسیرت به اینجا بیفتد من دخترکی که باریدنی ست را باز ببینم.
* "V…" خیلی بامرام من؛ عزیزم همین حالا اشک در چشمانم برایت حلقه زد. دلم برای آن قدم زدن هایمان در محوطه ی سرد دانشگاه تنگ شده. برای آن شب های خوابگاهی که می آمدی در اتاق ما و با آن نگاه خاصت مرا به نزدیک در می خواندی و با خود می بردی. لباسی گرم به تن و شالی به سر، می رفتیم در تاریکی محوطه قدم می زدیم... قدم می زدیم...
* آنکه در عمق دلم نشانه می روی"ح…" دانا؛ اگر بدانی که چطور در همین مدت کوتاه تا اعماق دلم فرو رفتی ... اگر بدانی که با آن کتاب هایی که برایم هدیه کردی چقدر خوشحالم کردی...اگر بدانی مزه ی آن آش دوغ از زیر زبانم نمی رود. این سرعت عجیبت در دلبری از من، شگفت آور است!! دوست دارم هر روز کشفت کنم. بیا قول بدهیم زود پس نکشیم تا از اینجا به بعد پیشرفتهایمان را ببینیم و برای هم بیش از اینها شویم، می دانم آرزوی دوری نیست.
* "س..." مهربان دوست قدیمی من؛ که پر از آرامشی، خانوم مهندس پر افتخار ما که دلم شدید برای آن لبخند زدن هایت تنگ شده. برای آن روزهایی که در مدرسه من شعر می خواندم و تو وصفش می کردی و دیگران بهت زده بودند!
*استاد گرامی ام آقای"ک... م..."؛ که بسیار به شما ارادت دارم. محبت های بی دریغ شما را هم در دوران دانشجویی و هم بعد فراموش نمی کنم. نام و یاد شما برایم یادآور کسی ست که حقیقتا انسان است و دلسوز دیگران. و البته تعریفتان را همه جا گفته ام، دوستان به داشتن استادی مثل شما غبطه می خورند.
* "ن... ن..."، دوست چندین ساله ام؛ نمی دانم هنوز من را می خوانی یانه! نمی دانم. اما می گویی همیشه بیادم هستی، ای کاش می شد باز آن رفاقت های زیبایمان را زنده کنیم. ای کاش من باز هم شریک غم و شادیت بودم. آن قدر درباره ی دوستی مان "ای کاش" در گلویم دارم که نگو! اما با همه ی اینها آرزو می کنم آن دخترک شیطون هر روزش بهتر از قبل شود. آرزو می کنم در دوری از خانواده ات، خدا را بیشتر بیابی و بینتان محکم و محکم تر شود.
و دوستان وبلاگی ام.... که ندیدم همدیگر را...
* آقای"آرش" که با دقت خواندن مطالبم و نقدهایتان نشان از اهمیتی ست که می دهید. و من هم وبلاگ سرزنده ی شمارا که بقول خودتان از ناامیدی نمی نویسید را با دقت می خوانم و همیشه در کلماتتان به دنبال نکات تاملی می گردم که در بین حرف های ساده قایم شان می کنید!
* استاد دوست داشتنی ام "ا َ..." که مدت های مدیدی ست نوشته هایت را می خوانم و دلم، بند ِ آن توصیفاتت است. محبتمان یادآور آن روزهایی که من برایت ایمیل می نوشتم و تو مهربانانه همدرد من می شدی. خانومی که گاهی دخترکی کوچک می شوی و گاهی ...!
* دوست خوبم"ر...ن" که نمی دانم چه در دل هایمان می گذرد برای هم که این طور بیاد هم هستیم. شاید چون تو می خواهی راهی را بروی که من آرزو دارم بروم و نرفتم! آرزویم برای تو همان دعای معروف ست که قبلا گفته ام. و دوست دارم روزی تو را از نزدیک ببینم دختر مهربان.
*آقای"عمران احمدیان" که از ابتدا پای ثابت وبلاگم بودید و من هم که همه پست های وبلاگتان را خوانده ام و ارادت به نکته سنجی شما دارم. و هنوز هم به آن دردی که من هم داشته ام و شما دارید فکر می کنم. امیدوارم به روزی که ورق برگردد.
* آقای سید"ه..." که بنظر میاد گه گاه به من سر می زنید، بیاد آن روزهایی که برایم وقت گذاشتید تا جواب سوالاتم را بدهید، بیادتان هستم و سعی می کنم دعا برایتان را فراموش نکنم تا بلکه کمی جبران خوبی تان را کنم.
 و دیگر دوستان که دیگر مجال گفتن نیست، را هم ..........

پاوبلاگی: نظرات یکم با گیر و دار باز می شه! ولی هرکی با پشتکارتره حضورشو اعلام کنه.

/ 15 نظر / 2 بازدید
نمایش نظرات قبلی
ترانه

سلام پردیس من! (خسته شدم!چقدر بهت بگویم لمس دل عزیز!) از این همه مهر در شگفت شدم و یاد یک نوشته از نادر ابراهیمی انوشه روان افتادم و همین هم باعث شد وبمان از نخوت خواب زمستانی برخیزد و به روز شود.. و فدای مهربانی تو با قلب خیلی خیلی بزرگت و سپاس از این همه مهر... (بیا در گوشت یه چیزی بگم : اسم خودمو نشناختم! نه دم بریده بود و نه سر بریده! اما با کمی دقت فهمیدم ر...ن که میگویی ترانه ی خودمان است!! )

بانو قاصدك

سلام نازنين! مرسي....از لطفت! ولي گل من....ديگه فك كنم براي چون شمايي نبايد دليل و استدلالاي ديني بيارم! شما خودت راهو بلدي.... فقط ي ذره فكر كن! اگه حضرت زهرا"سلام اله عليها" تو اين موقعيت قرار مي گرفت اين كارو انجام ميدادن يا نه؟ به اميدظهوريار.صلوات

بانو قاصدك

يادته ي دفه گفته بودم از قول حجه الاسلام پناهيان"حفظه اله"....ك زن ميتونه مديريت كنه رابطه شرو با مرد.... اگه زن اجازه بده مرد كنارش بشينه.....مرد هم به خودش اجازه خواهد داد ك بعد ازون....ي سري كارا انجام بده! حتي در نيات خودش! من اين حرفا رو رو هوا نميزنم عزيز دلم.... خود آقا پسرا ميگن خانومي ك باحجاب باشه و دور از دسترس و با حيا....ما حتي به خودمون اجازه نميديم فكر بد درباره ش كنيم.... به اميدظهوريار.صلوات

دختر طوفانی

سلام...راستش منم خیلی دوستدارم بدونم کسانی ک ب وبم سر میزنن چ طور آدمایی هستن و چ شکلین[متفکر]

استاد اشتباهی

سلام خانومی ممنونم از مهر و محبتت به این رفیق نادیده... پر ذوق و خوشحالی شدم عزیز دلم... مرسی مرسی///می دونی که چقدر واسم عزیزی.. هنوز هم ایمیلهات رو دارم ... و حرفای قشنگتو... و هر روز هم با اطمینان بیشتری میگم... با توجه به سنت .. خیلی باهوش و پخته ای نازنین... افتخار می کنم از دوستی با تو///[قلب][قلب] راستی...این نوشته در مورد من ناتموم مونده وا.. گاهی هم مثه چی[عینک][نیشخند]

V

سلام عسیس دلم. دیدی بالاخره اومدم......؟؟!![تایید] دل به دل راه داره...... وااای نگو از اون روزا وشبا که دلم تنگشونه بدجور..... شاید قشنگیه خاطره ها به همین تکرار نشدنشونه.....! دوست دارم الانم تو لحظه هایی که راهمو گم میکنم پیشم بودی و بازم بااون حرفای قشنگت کمکم میکردی. همیشه دوست عزیزمی حتی گرامیتر از 1 خواهر..... مرسی از لطف و محبتت خانومییییییی[قلب][ماچ]

كاكتوس خان

سلام خيلي ببخشيد كه اينقد دير ميام دوست دارم اينو به پستتون اضافه كنم كه: مهر و محبت و دوستي خيلي وقتا دليل نميخواد و ميشه بي هيچ چشم داشتي وحتي بدون حضور فيزيكي و مادي هم شكل بگيره. ممنونم از لطفي كه به من داشتيد و داريدو از ذكر نامم بين دوستاتون و البته بي تعارف اينو بگم كه اگه نوشته هاتون خوندني نبود كسي اونا رو نميخوند.