نباید بیش از این خودم رو رها کنم. بخاطر شرایط یسری چیزارو از زندگیم فاکتور گرفتم، حالا میبینم کارم خیلی درست نبود، و خیلی پسرفت کردم. البته مطمئن نیستم مال همین فاکتور گرفتنه باشه، اما یه احتمال مهمه.

نمیدونم این همه کنار اومدن و تسلیم شرایط شدن، چقدر فایده داره. نمیدونم وقتی از این شور جوونی فاصله گرفتم، چقدر پشیمون میشم از این کار. 

فقط یه احتمال میدم، که خدا برام جبران کنه... نمیدونم اصلا درسته ؟ نیست؟ 

ذهنم مشغوله... ذهنم خسته ست. نمیدونم باید چیکار کنم تو این مقطع.

 

فقط حب شماست که دردمو تسکین میده....

/ 4 نظر / 15 بازدید
Frankly

( لیس الانسان ما سعی ) اشک هایی که می ریزیم همان عرق هایی است که باید هنگام تلاش ریخته میشد. سلام، البته یه چیزی این وسط به نام نیت هست(مطمئنا بهتر میدونید).

frankly

خوب میدونید که اگه تلاشِ درست همراه با نیتِ درست تو یه مسیرِ درست باشه هیچ باکی از فایده و ضرر نیست... ولا غیر و لا ریب فیه!

frankly

سلام * تکریرِ مکررات - تحصیلِ محصلات - تبویبِ ابواب - تضییعِ اوقات * فتأمل و تعمل والسّلام

م

سلام خیلی با خودت فکر میکنی!که خوبه بده چی بگم نگم برم نرم بخونم نخونم و...خلاصه اینکه دایم الفکری...منم دقیقن همینطورم...نمیدونم خوبه یابد!