اللهم صل علی محمد و آل محمد

 با سری به زیر و صدایی نه چندان رسا می گویم:
- سلام
می دانم صدایتان را نمی شنوم اما سلامم را می گویم!
راستش را بخواهید هربار که در تقویم روز میلادتان را دیدم و یا در تلویزیون صدایی از سالروز میلادتان شنیدم به یاد ذوق و شوق هایم برای نوشتن از شما افتادم. چرا دروغ؟ تا بحال با هم صحبت نکرده بودیم. یعنی دقیق تر بگویم شما که بسیار من را مجذوب سخنان و رفتار و اخلاقتان کرده بودید ولی من ... آهـــ... شرمنده ام. هرچه بگویم خود می دانید و ولی می گویم که برای اولین بار هم که شده حرفی بینمان زده شده باشد.
میدانید؟ در میان این کلمات شما را در حال لبخند می بینم. هرچند که به لیاقت خود تردید بزرگی دارم. اما به بزرگواری شما هم امیدواری بزرگی دارم. نمی دانم کدام بر دیگری سبقت می گیرند!
قصد داشتم با تمام انرژی ام دست نویسی در خور شما بنویسم با همه ی آنکه می دانم حقیقت وجودی ام شناخت درخوری ندارد. قصد داشتم شادی میلادتان را تقدیم خواننده های اندکم کنم. اما... تا اینکه دستانم برای نوشتن، مخاطب بودن شما را به یکباره طلب کرد. می دانید؟ دیدم اگر هرکدام از دوستان مهربان و مؤمنم را هم دوست داشته باشم اما آنها هم گاهی تمام خوبیشان را زیر سوال می برند! اما شما نه.
ای فرستاده ی خدا، ای نبی خدا؛ عذرم را از اینکه نتوانستم بر سر قول هایم بمانم بپذیر هرچند که تمامشان توجیهاتی بی ارزش باشند. عذرم را از همان ساده ترین کاری که می خواستم بکنم و نتوانستم هم بپذیر. دیگر شما بهتر از هر کسی می دانید که دیدن گناه مومنان چه دردی دارد. آنچنان که انگار دردش بیشتر از دیدن گناه بی دینان است. یا رسول الله حتی رویم نمی شود به نوشته هایم نگاه کنم اما بدان من هم گرچه کم آوردم اما همین صحبت کوتاه با شما مرا زنده کرد تا دوباره لبخند بزنم.

الـلــهم صــل عــلی مـحــمـّـــــد و آل مـحـمّــد
دین، داری؟ دینت اسلامه؟ پیامبر این دین همیشه لبخند به لب داشتن.
پیامبر این دین نمونه ی عالی اخلاق بودن.
حرفم تکراریه؟
باور نداری؟
ایمانتو آزاد بذار تو عالم
فقط یکم، یکم از اخلاقیاتش بخون.
پاوبلاگی: نه، فکر نکنید من خیــــلی آره! من تازه اول راهم.... پس دلم می خواد هر نظری ازتون حداقل یکی از اخلاقیات پیامبر دینتون رو به منم بگید.

/ 8 نظر / 7 بازدید
مهمان خدا

ایییوولل... حالا باز نیایی بگی تعریف و اینا کردی که باید بگم خیلی حظ کردم: بعدشم نقدت میشه اینا: یه حالت نا امیدی تو متنت بود؟ نمیدونم چرا غم داشت غمت رو نبینم... بعدشم واسه چی میگی خواننده اندک؟ کی گفته خواننده هات کمن؟ وا... بعدشم چرا تو پا وبلاگی نوشتید که فکر نکنید منم آره... خب فکر کنند.. ریا نیست اتفاقا اتفاقا من فکر میکنم تو دخیخا همونی رو امر به معروف کردی که خودت داری و اونم اخلاق خوب و ادبه حالا نیایی بگی که کجام اخلاق خوبه ها؟ که این چهار تا استخون رو میبینی؟؟ بلاخره دستم اومده تو این چند وقت چه طوری هستی با من رفیق من... س خانم.... بعدشم انقذه حال کردم با آخر متنت که گفتی: همین صحبت کوتاه با شما مرا زنده کرد تا دوباره لبخند بزنم. آخی... کوشولو...

مهمان خدا

آخ راستی اولا که قضیه این نظر که گذاشتی چی بود هان؟ بریم اش دوغ بخوریم بلا؟ بعدشم عکسای سفره رو گذاشتم بیا ببین!

دیده بان

میدونین مشکل کار کجاست؟ مشکل کار بی سوادی ماست و بی حوصلگیمون. خیلی از ماها که ادعا میکنیم مسلمونیم و شیعه و فلان و بهمان و خودمونو کلی علیه السلام میدونیم تمام شناختمون از دین خلاصه شده به اون چیزی که از صدا و سیما آیا بگن یا نه. صدا و سیمام که منتظره ولادت یکی از معصومین بشه و شروع کنه زیلیم زیمبول . هر کانال با فاصله ۱۰ دقیقه یه خواننده بیاره که یه شعر بخونه. حالا اینا به کنار بحث اینه که همه چیز با هم قاطی شده. یعنی حتی وقتی میخوان خصوصیات معصومین رو هم بگن میگردن ببین اولا چیزی نباشه که خودشون رعایت نکنن و بد شه و بعدم اینکه ترجیحا یه چیزی باشه که موضع سیاسی رو استحکام ببخشه. حالا ما آدمای تنبلم هر چی میشنویم همیناست و واسه همینه که انقدر از این بزرگوارا دوریم. زیاده گویی کردم ولی حرفی بود که دلم میخواست یه جا بگمش...یهو خودش اومد!

مهمان خدا

http://tadabbor.org/?page=tadabbor&SOID=36&AYID=68,69 اینجا رو یه سر بزن ترجمه اون آیه است...تو تفاسیر چیزی نیافتم...دقیقا بگو چی سوال شده برات؟ اگه ترجمه رو خوندی و باز نفمیدی

باران

عزیز دل من صبر یکی از بارز ترین صفات پیامبر بود،توی اوج کینه ها یی که بهش داشتن. پس صبر رو کنار لبخندات بذار تا به هدفای قشنگت برسی.