دنیای تفاوت امنیت و ناامنی

اولین محرمی که بالای چهار بار رفتم مجلس عزاداری تا قبل از تاسوعا عاشورا، امسال بود!

از اینکه دینم برام عادی بشه میترسم... دوس دارم همیشه تازه و نو باشه و مثل بچه های شونزده ساله باهاش ذوق کنم... 

البته میدونم که قشنگ نیست.. خنده داره در نگاه کلی. خوبه که آدم متین و موقر باشه و دینش براش تنی بشه.. بره تو جونش... بدونه که کجا باید چیکار کنه..

 

+ مادرم یه دوست داره، این دوستشو من دوست داشتم و دارم! مانتویی هم هست. علاقه مند به اسلام و اینها. همسر و بچه هاش و مادر و ایناش اصلا اهل اسلام نیستن. از اون آدماس که میتونی با ذوق بگی: "آدم خوبیه، دستش به خیره". برای من و مادرم سوال بود این که این قدر اسلام رو دوست داره و میره کلاس های اخلاق و ... پس چرا حجابش...؟ تا اینکه پریشب تو حسینیه دیدمش با چادر! همینجوری که با مادر و ایشون اومدیم، جلوی در حیاط ما بودیم ایشون تو مشتش یه کیسه نایلونی بود. قاطی حرفاش گفت که شوهرش از چادر بدش میاد، دوست نداره چادر بپوشه. این نایلونم دستش بود که چادرشو بذاره تو کیسه و بعد وارد خونه بشه... میگفت تا جایی که بشه با چادر میرم...  خلاصه اینجوریاس! اون یکی رفیقمونم برام تعریف کرد که دختر خالش بخاطر اینکه چادری شده مادرش سیلی زده تو صورتش... ینی من کلا سختی نکشیدم در برابر اینا، کلا داشتم تو هتل زندگی میکردم! ولی هر چی سختیش بیشتر باشه، یه لذت های مخصوص به خودش رو داره... دنیای با چادر و دنیای بی چادر رو جفتشو تجربه کردم که اینارو مینویسم.. باید امنیت چادر رو چشیده باشی و ناامنی بی چادری رو...  این پست های کسایی که میان کلا از ناامنی میگن، برید بپرسید اینا هردوی این دو دنیا رو تجربه کردن یا نه... تفاوتی بینش هست که باس تجربه کنی تا بفهمی... البته نه با هر مدل چادر پوشیدنی..

+ امروز که تو خونه چشمم افتاد به ناخن های بلندم، یه لحظه با خودم گفتم قرار این بود که ناخن هام بلــــــند نشن، یکم یذره بلند باشن که زینت نباشه جلو نامحرما.. داشتم فکر میکردم وقتی "حواست" نیست، یعنی تقوا کم شده... اگه "اهمیت" داشت حواست جمع تر بود... آدم واسه خودش که روو میشه، یجوری میشه...  البته این دو روز تو خونه بودم ولی بازم کلا حواسم نبود دیگه... 

/ 1 نظر / 18 بازدید
مریم

آره منم تفاوت دنیای امن چادر و ناامنی بی چادری و نفس کشیدم؛ البته الآن هم تو جمع فامیل هر دفعه که می بیننم جلسه ارشادی برگزار می کنند که دوره این حرفا گذشته و کی تو این فامیل چادر سرش کرده که تو دومیش باشی و ... و هر روز بیشتر غصه می خورند از دنیای ناامن بی دینی..