گفتن، نگو نگفتن!

همیشه خودتو به در و دیوار می زدی که بهت بگن چیکار کنی؟

خب حالا گفتن...

نشون بده خودتو بهش...

چیه ساکت موندی؟

هان! زبون نداری؟ دست و پا چی؟

دنبال بهونه می گردی بپیچونی؟ درس داری...

باشه... بعدا اگه یه روز حس کردی رو زمین زیادی ای، نگو خدا منو دوست نداشت!

بگو بهم گفتنا.... من نشنیده می گرفتم! ( خدا نیاره اون روزو)

کلام آخر... هرچی کاشتی و نکاشتی واسه خودته... ظلم کردی و محبت کردی به خودت کردی...اینارو بفهم.

پاوبلاگی: مخاطب منم.

[ شنبه ۱٧ تیر ۱۳٩۱ ] [ ۳:٥۳ ‎ب.ظ ] [ سـلیمه ]