مسلمان بودن شاخ و دم دارد آیا؟؟

- از درد من با خبر شده بود و گذری که بر زمان می رفت پیامکی می زد حالم را می پرسید.

- وقتی با هم بیرون بودیم تا داخل ورودی مترو به بدرقه ام آمد.

- گفت: «دوست دارد برایم دعا کند، در قنوت نماز شبش» ...! و دعایش هم خیلی دعا بود! خیلی. آن قدری که مکان دردم دیگر وجود ندارد!

- راضی به اندک ناراحت کردن من نیست!

- راضی به اندک در فشار بودن من نیست!

- برای کارهای ساده اش یک بار، دوبار معذرت خواهی می کند که مبادا من را آزرده باشد!

- اصرار داشت اگر ازش ناراحت شدم حتما بگویم!

- برای کودکان فعالیت می کند.

- برای جوانان فعالیت می کند.

- برای مردم وقت می گذارد.

- و.......

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

پاوبلاگی: ایشون یه عاشق نیست. ایشون رفیق شفیق منه. ایشون نه فقط با من، که مهربونی اش از روی ماهش می ریزد بر مردمان... باور نمی کنید؟ حق دارید. شما که نمی شناسیدش، من می شناسمش. من می دانم او چقدر مسلمان ست.

حریر پیام: سلیمه؟ از من تعریف نکن! یا ستار العیوب...

سلیمه پیام: می دونی که من راس می گم.

مردم پیام: اینم با این رفیقاش مارو کشت بابا!
روزانه نویسی: برای اینکه به خودم ثابت کنم چقدر به دعاهایی که می خونم اعتقاد دارم، توکل کردم و امیدمو از دست ندادم برای پیدا کردن چک پولی که دیروز گمش کردم. هرچند هنوز پیدا نشده اما مهم اینه که من تلاشم رو کردم و نا امید نبودم. دعا کنید اگه صلاحه پیدا شه... راستش فکر کردم اگه قراره برسه دست یه نیازمند، من بدون اون پول می تونم کنار بیام اما شاید کار یکی رو راه بندازه. و اگر هم دزدیده شده که ما بخشیدیم خدا ببخشتش.

[ چهارشنبه ۱٧ اسفند ۱۳٩٠ ] [ ۸:٠٦ ‎ب.ظ ] [ سـلیمه ]