داستان نهی از منکر اینجانب!

حتما براتون پیش اومده که در درون بخواین کسی رو از کار بدی نهی کنید و یا به کار خوبی تشویقش کنید؛ اما بنا به دلایلی از جمله اینکه طرف برخورد بدی می کنه و شاید اصلا گوش نده و اصلا به من چه(!) ، چیزی نگفتین و دچار عذاب وجدان شُدید که آخه من چه مسلمونی هستم نمی تونم امر به معروف و نهی از منکر کنم؟!

یادمه سر قضیه احترام به والدین حساس شده بودم و به رفتار دیگران با مادر و پدرشون دقت می کردم و نگاهم میخکوب می شد....! خودم تلاشمو می کردم رفتار خوبی داشته باشم اما حقیقتا من هم نمونه ی خوبی برای رفتار درست با والدین نبودم. یه بار که داشتم رک با خودم حرف می زدم گفتم :.......

- مگه امام علی(ع) نگقته من تا خودم کاری رو ترک نکردم به کسی نگفتم ترک کنه. من این اصل نهی از منکر رو از کی یاد گرفتم؟

- از قرآن و ائمه.

- پس بطبع باید روش انجامش رو از همون کتاب خدا و ائمه یاد بگیرم دیگه؟

- خب آره!

- پس چجوریه که من وقتی خودم هنوز اون رفتار رو ترک نکردم می خوام نهی از منکر کنم؟؟! خب طرف می گه اول خودتو نگاه کن بعد بیا به من بگو! وااالا!!(تازه حتما روشم اون طرفی می کنه!!)

.

.

.

دقیقا چندبار که یه رفتار زشت با مادری رو دیدم اومدم بگم... بعد سرمو انداختم پایین به خودم نگاه کردم و پرسیدم من این رفتار رو ترک کردم؟؟ و دیدم گرچه تلاش می کنم اما هنوز "ترک" نکردم!! در فضا سکوت کردم و در خودم نهی از منکر کردم.

.

.

خیلی ساده ست... هر رفتار زشتی که دیدی و بدت اومد قبل از اینکه حس نهی از منکرت بگیره یا بخوای رفتار زشتش رو بری همه جا بگی(!) خودتو نگاه کن و تلاش کن همون رفتار رو تکرار نکنی.

.

اینجوری اول از همه خودت نمونه می شی و مرحله ی اصلی که همون امر به معروف و نهی از منکر عملیه رو انجام دادی.

امتحان کردم...جواب می ده.

 

توضیح نویسی: البته این توضیحات دلیل بر این نیست که اگه کسی مارو امر و نهی در جهت مثبت کرد و خودش زیاد عامل نبود ما برخورد بدی بکنیم. همین که طرف خیرخواهانه برای ما وقت گذاشته لازم به احترام و بررسی موضوعه.

[ جمعه ٢۳ دی ۱۳٩٠ ] [ ٢:٤۱ ‎ب.ظ ] [ سـلیمه ]