اصولا در این مواقع خوب درک می کنی!

اصولا در مواقعی که سخت در منجلاب گیر کرده ای و سخت تنها هستی و در مواقعی که اگر هم کسی باشد کاری نمی کند، و اگر هم کسی باشد که بخواهد کاری کند، از دستش بر نمی آید؛ آن وقت است که ملتمسانه در دلت سجده به خدا می کنی!! اصولا در مواقعی که می دانی اگر این مشکل حل نشود، همین الآن، آبرو که چه عرض کنم تمام شخصیت و زندگانیت جلوی مهم ترین های دنیاییت از دست می رود؛ آن وقت است که یادت می آید که چقدر گناهکاری و حتی رویت نمی شود که از خدا بخواهی نجاتت دهد!! دقیقا در همان مواقع است که به شدت می خواهی التماس خدا کنی! اصولا در این مواقع خدا را نزدیک می بینی که این چنین شرمنده می شوی! اصولا هر چقدر هم که مشکل بزرگ تر باشد و گناهان تو زیادتر، و رویت سیاه تر؛ ملتمسانه تر از او می خواهی کمکت کند! اصولا اوج راز و نیازت در مواقع بدبختی ِ محض توست، بدبختی های دنیاییت را می گویم، نه فقط مادیات! اصولا خودت هم می دانی که از بس اصرار در بعضی کارها کردی، خودت می دانی که هر چند وقت یک بار باید چنین مشکل بزرگی پیش پایت بگذارد که بیشتر از این در دریای اشتباهاتت غرق نشوی و توبه کنی. اصولا خودت که دقت می کنی می بینی در همان مواقع ِ به شدت مشکل ناک، چقدر شرمنده می شوی ولی خدایت دست رد به تو نمی زند و باز هم کمکت می کند. اصولا وقتی در همان مواقع در عرض دقیقه ای توبه می کنی و طلب بخشش و کمک می کنی، در کمتر از دقیقه ای مشکلت حل می شود!! اصولا به شدت تعجب می کنی که خدایت این قدر مهربان است؟! اصولا به هنگام رسیدن کمک فرشتگان خدا، که گویی می بینیشان، نمی دانی چطور تشکر کنی! اصولا خودت می دانی که اگر توانستی شکری را حتی فقط به زبان بیاوری، این را هم خدا به تو داده و باز هم شکری بدهکار شده ای! دلایل بسیاری برای مشکلی که پیش پایت گذاشته پیدا می کنی و اصولا به شدت درک می کنی که او بسیار مهربان تر و بزرگ تر و داناتر از حدی است که تو فکر می کنی. و اصولا تو به مقدار درک خودت، درک می کنی.
و اصولا گفتگویی رک بود با خودم.

[ دوشنبه ۳٠ آبان ۱۳٩٠ ] [ ۸:٠٠ ‎ب.ظ ] [ سـلیمه ]