به احترام پایین آمدنش، سکوت!

امروز صبح... : بلند شو، بلند شو، برف اومده، همه جا سفیده......
لبخند به لب از اینکه اگر برف دیرتر بهم رسید، اما خیلی قشنگ تر رسیده. زیبایی منظره ی حیاط و محوطه اطراف خونه، با برف همیشه دو چندان می شه. سرو بلند قامت به احترام چنین پایین آمدن برف، خم شده! چمن هایی که گرچه وقتی می بینمشون دلم از سرمایی که به تنشون خورده، می سوزه، اما می دونم اونا هم خدایی دارن و می بینم که با نشاطند. و حتی نرده های نازکی که سهم کوچکی از کریستال های برفی رو، رو خودشون نگه داشتن. و حتی ردپای پنجه های کوچک گربه، و از آن کوچک تر، ردپای ظریف گنجشک ها... که نمی دانم کدامشان قشتگ تر است. شاید سکوت برف... برف همیشه حامل سکوته. انگار تموم عالم ساکتند، به احترام اینکه برف قدم رنجه کرده، اومده پایین! به شکر خدای این قدم رنجه نمی دانم چه کنم؟!

سرو خمیده

[ سه‌شنبه ۱٧ آبان ۱۳٩٠ ] [ ٤:۳٦ ‎ب.ظ ] [ سـلیمه ]