می پری...اگه صبر کنی...

چنان برخوردی با من کرد،

برای یک موضوع پیش پا افتاده ی بی اهمیت!

که متعجب شدم که این موضوع مگه چقد اهمیت داره؟

مگه غیر قابل حله؟

گفتم بعد از این همه سال می دونم دارم چیکار می کنم.... خودم بلدم درستش کنم.

بد و بیراه گفت...

یه لحظه نفهمیدم... و بعد از فضا دور شدم تا بدتر نشدم و نشده!

تا اومدم بیرون حدس بزن چی دیدم....؟

دیدم کلی پر ریخته زمین... پرهای از جا کنده شده ی یک پرنده.........................

می دونی چی فکر کردم....؟

اینکه سلیمه! اگه از کوره در بری و نتونی تحمل کنی و صبر نکنی پَرِت می ریزه و خبری از پرواز نیست... بمیر تو همون زمین! هر بی صبری... برابر ِ ریختن یسری پَره...

ولی یه امیدواری موند برام... اینکه سلیمه! خوب دقت کن... یه پری وجود داشته که بعد کنده شده... پر قابل رشد کردنه... یعنی اگه روحت رو بزرگ کنی... صعه ی صدر داشته باشی... آروم باشی با مردم... صــــــبر و تحمل داشته باشی... پرت درمیاد....

و

می پری...

اگه صبر کنی...

ان شاء الله...

یوووووووهوووووووو!!

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــاللهم عجل لولیک الفرج ــــــــــــ

م: ای صبر من... ای تاب من... ای نازنین یار من...

شیطان نویسی: می خواستی وقتی عصبانی شدم گولم بزنی؟ کور خوندی! پناه بر خدا رو گذاشتن واسه همین وقتا. بعله.

روایت نویسی: امام علی (ع) فرمودند : صبر در کارها همانند سر در بدن است ، همانطور که وقتی سر از بدن جدا شود ، بدن فاسد میشود ، هنگامی هم که صبر از کارها جدا شود کارها تباه میشود.  بحارالانوار ، نشر کتابفروشی اسلامیه ، جلد 71 صفحه 73.

شکر نویسی: آدمایی که هی خدارو شکر می کنن رو خیلی دوست دارم.... اینکه یادشون هست که خدا دهنده ست... الحمدلله از این آدمایی که دورم دارم.

الها: می بینی... ادای آدم صبورارو در میارم... می بینی زیادطاقت ندارم...ولی هی ادا درمیارم! می بینی حتی طاقت دوستامو هم ندارم... ولی بازم ادا در میارم... می خوام دوسم داشته باشی... آخه می گن تو صابرین رو دوست داری.... ببین این بنده کوچیکه رو... این یذره ای رو. ببینیش... ببینیش... که چقدر محتاج محبت توئه... که چقدر محتاج توئه...که چقدر محتاج توئه... که ای کاش تمام نیازم تو شوی... تمام نیازم... نیاز من... نیاز من... نگاهم کن... پاکم کن... باز امتحان دارم؟ کمکم کن... من که شاگرد زرنگ کلاس نیستم که... بیشتر کمکم کن...بحق حاضری که غایب می خوانندش...

[ چهارشنبه ٢٢ شهریور ۱۳٩۱ ] [ ۳:۳٤ ‎ب.ظ ] [ سـلیمه ]