طعم خون هم رفت!

تعارف که ندارم...

اومدم فقط بنویسم....

اومدم بگم این لحظات آخری

بدجوری دارم خودمو می شناسم...

اومدم بگم

چرا ما از غصه ی میانمار نمی میریم؟

چرا من دق نمی کنم؟

اومدم بگم بابا من طاقت ندارم عکساشو ببینم...

اومدم بگم من وبلاگو باز می کنم به بقیه می گم بیاین ببینین

خودم دستامو می ذارم رو چشام....

نه بابا! فکر نکنین من خیلی خوبم یا خیلی لطیفم!

نه... من نگاه نمی کنم که مبادا حالت تهوع بگیرم...

آخه جون خودمو دوس دارم که حاضر نیستم یه تهوع ساده داشته باشم...

من نگاه نمی کنم که مبادا از خوابم کم بشه.... آه...خواب... دارم از خواب متنفر می شم!

من نگاه نمی کنم چون حالم از خودم به هم می خوره.....

که ای کاش من آدم نبودم....

رفیق یه حسی دارم با این جمله ت که همیشه می گی کاش خدا منو خس و خاشاک می آفرید!

منم گاهی همینو می گم.... هرچند که از ته دل نمی گم!!!

می دونید! اصلا نمی خوام احساسات شمارو به مردم میانمارتحریک کنم.... اصلا.

فقط اومدم مث خیلی از آدما که فقط بلدن حرف بزنن، منم حرف بزنم

بریزم بیرون این افکار پریشان رو

چقد دلم خوش بود که دیگه تو گلوم طعم خون نیست....

غافل از اینکه اینم یه بدبختیه

که گلوم خوش طعم شده و کمتر بدبختی اونارو حی می کنم...

اصلا کی گفته اونا بدبختن؟

این ماییم که بدبختیم که انقد بی عملیم.....................................

 

ببخشید که می گم ما...

هی...

باور کنید اگه دست من بود ... اگه واجب نبود...... رو نداشتم واسه فرج دعا کنم....

که منو پرت کنن از این قعری که هستم، پایین تر..... ، و بگن تو یکی دیگه حرف نزن از تعجیل فرج....

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــاللهم عجل لولیک الفرج ـــــــــ

پاوبلاگی: اول که دوستان حلال کنید این نوشته رو! دوم هم اینکه جناب شیطان! ما تکون می خوریم.... ان شا الله. این ان شا الله رو هم گفتم که مهر بزنم...

پیام نویسی: رفقا! وقتی می گن ایمان مستحکم کمه.......و این امیدواریه واسه شیطان و دار و دستش.......... یعنی باید ایمانمون رو قوی کنیم.... از راهش... رفقا! رفقا! .... چی بگم؟ اگه زنگ بزنم با تک تکتون حرف بزنم و یه باند بسازم... بازم آروم نمی شم. حالا فکر کنید که این کارم نمی کنم.... ای خدا... دیگه روم نمی شه بگم آرومم کن... چون نباید آروم بود!

[ شنبه ٢۸ امرداد ۱۳٩۱ ] [ ۱٠:٢٢ ‎ب.ظ ] [ سـلیمه ]