سه‌شنبه ٢٥ آذر ۱۳٩۳ساعت ۸:۱٢ ‎ق.ظ

و او تنهاست...

اگر شبی، نصفه شبی، ویلون خیابونا شدی...

اگر حتی روزی تنها تو خیابونا خودتو دیدی...

"تنهایی" اونو ببین، نه تنهایی خودتو...

 

*دو براشت میشه ازش کرد.

پ.ن: خیابون ولیعصر با اون درختاش قشنگه، با اون مغازه هاش زشته! ولیعصر رو  باید منهای دنیا کرد بعد توش قدم زد و از خودت بپرسی حضرت ولیعصر میاد تو خیابون ولیعصر؟ بعد با غلظت عجل الله  خیابون ولیعصر رو تلفظ کن!!!

پ.ن: بیشتر عاشق هامون رفتن.. هه

پاییز داره تموم میشه. فصل عاشقا... امسالم مثل برق گذشت..

پ.ن: رفقامونم رفتن .. 




یکشنبه ٩ آذر ۱۳٩۳ساعت ۳:٥٩ ‎ب.ظ

دانلود کنید!

هرچند که توصیف کردنی و با چشم دیدنی نیست ، اما اونهایی که ندیدن ببینن... واسه ما بدبختا [که کربلا نرفتیم] هم دعا کنید بریم.

"مستند معبر" پخش شده از شبکه دو

دریافت با حجم 301 مگابایت   _   دریافت با حجم 53 مگابایت

 ***

کتاب «بحران ساختگی» داستان ناگفته از ده سال هراس از ایران هسته ای/ نوشته ی گرت پورتر/ترجمه مسعود شایگان ؛ مقدمه و فصل اولش ترجمه شده، میخوام بخونم و پیشنهاد میکنم بخونید. گویا خبرگزاری فارس هم ترجمه اش رو وارد بازار نشر کرده. لینک دانلود PDF

 

پ.ن: راستی!! دوستانی که یه کلاس های مشترک داریم! یه اس ام اس خرجش ده تومنه. خواهشا تعطیلی کلاس هارو به من خبر بدید. و منتظر نباشید اون یکی خبر بده! برای بار چندمه که بی خبر موندم. بار دومه که تا اون سر تهران رفتم و با "در بسته" مواجه شدم. 




شنبه ۸ آذر ۱۳٩۳ساعت ۱٠:٥٧ ‎ق.ظ

دختران زهرا

برو بیای من با تعداد زیادی از خانمها و دختر خانمهای مذهبی گاهی منو مجاب میکنه، که یه پست های اینچنینی بنویسم... گرچه عموما هربار از این مطلب ها خواستم بنویسم، دستم به نوشتن نرفت یا یه کاری پیش اومد و متن نصفه موند و رفتم... اما تازگی ها به استاد اخلاقی برخوردیم که کارش برای خیلی هامون عجیب بود. تابستون امسال توی اون گرما، ایشون بعد از عمل باز قلب که واقعا عمل سنگینی هست و خیلی ها بعد از چنین عمل هایی دچار عوارض دیگه ای میشن، توی گرمای قم، میومدن تو جمع دبیران حوزه دانشگاهی ها و فعالیت میکردن. وقتی ازشون سوال شد که با این وضع بیماری چی باعث شد بیاین؟ روایتی رو گفته بودن. درباره اینکه در قیامت، افراد متدینی هستند که با یک بار بزرگی از اعمال میان، اما بعد یهو میبینن این بار بزرگ اعمال این قدر ناچیز میشه که اون شخص مجبور میشه به اعمال خیلی کوچیکش متوسل بشه برای اینکه از اون وضع نجات پیدا کنه، درحالی که خیلی اعمال داشته. اما دلیل این ماجرا این بوده که آدم های بسیاری میان اعمالش رو ازش میگیرن، به این دلیل که "تو میتونستی این فلان رو به ما بگی و نذاری ما با فلان گناه جهنمی بشیم".. و به همین راحتی بسیاری از اعمال شخص میره به دست دیگران..

حالا، من میدونم که نه اون آدم متدین که خیلی اعمال داره هستم، و میدونم پر از نقصم و کیلومترها تا پر کردن واجبات خودم مونده حتی. اما عاقلانه اس همین هایی که میدونم و سعی دارم عمل کنم رو به دوستام نگم؟؟! 

به جواب این سوال ها فکر کنید و جوابش رو با مراجعه به سایت های پاسخگو پیدا کنید. تقوای الهی رو در نظر بگیرید و به رضایت امام زمان(عج) و رفتار حضرت زهرا(س) هم فکر کنید و تصمیم بگیرید که میخواید چجوری زندگی کنید.

بلند بودن ناخن های خانمها چه حکمی داره؟ زینت نیست؟

داشتن آرایش جزو زینت نیست؟ سرمه یا مداد توی چشم جزو آرایش بحساب میاد؟

شوخی با نامحرم در اسلام مجاز است؟

"توریه" چیست و حد آن تا کجاست؟

حد حجاب چقدر است دقیقا؟ آیه ی قرآنی حجاب که درباره حد حجاب است، حجاب را چطور تعریف کرده؟

استفاده از عطر در بیرون از خانه برای خانم ها اشکال ندارد؟

وَقُل لِّلْمُؤْمِنَاتِ یَغْضُضْنَ مِنْ أَبْصَارِهِنَّ وَیَحْفَظْنَ فُرُوجَهُنَّ وَلَا یُبْدِینَ زِینَتَهُنَّ إِلَّا مَا ظَهَرَ مِنْهَا وَلْیَضْرِبْنَ بِخُمُرِهِنَّ عَلَى جُیُوبِهِنَّ وَلَا یُبْدِینَ زِینَتَهُنَّ إِلَّا لِبُعُولَتِهِنَّ أَوْ آبَائِهِنَّ أَوْ آبَاء بُعُولَتِهِنَّ أَوْ أَبْنَائِهِنَّ أَوْ أَبْنَاء بُعُولَتِهِنَّ أَوْ إِخْوَانِهِنَّ أَوْ بَنِی إِخْوَانِهِنَّ أَوْ بَنِی أَخَوَاتِهِنَّ أَوْ نِسَائِهِنَّ أَوْ مَا مَلَکَتْ أَیْمَانُهُنَّ أَوِ التَّابِعِینَ غَیْرِ أُوْلِی الْإِرْبَةِ مِنَ الرِّجَالِ أَوِ الطِّفْلِ الَّذِینَ لَمْ یَظْهَرُوا عَلَى عَوْرَاتِ النِّسَاء وَلَا یَضْرِبْنَ بِأَرْجُلِهِنَّ لِیُعْلَمَ مَا یُخْفِینَ مِن زِینَتِهِنَّ وَتُوبُوا إِلَى اللَّهِ جَمِیعًا أَیُّهَا الْمُؤْمِنُونَ لَعَلَّکُمْ تُفْلِحُونَ ﴿سوره نور/ ۳۱﴾

و به زنان با ایمان بگو دیدگان خود را [از هر نامحرمى] فرو بندند و پاکدامنى ورزند و زیورهاى خود را آشکار نگردانند مگر آنچه که طبعا از آن پیداست و باید روسرى خود را بر سینه خویش [فرو] اندازند و زیورهایشان را جز براى شوهرانشان یا پدرانشان یا پدران شوهرانشان یا پسرانشان یا پسران شوهرانشان یا برادرانشان یا پسران برادرانشان یا پسران خواهرانشان یا زنان [همکیش] خود یا کنیزانشان یا خدمتکاران مرد که [از زن] بی نیازند یا کودکانى که بر عورتهاى زنان وقوف حاصل نکرده‏ اند آشکار نکنند و پاهاى خود را [به گونه‏ اى به زمین] نکوبند تا آنچه از زینتشان نهفته میدارند معلوم گردد اى مؤمنان همگى [از مرد و زن] به درگاه خدا توبه کنید امید که رستگار شوید (۳۱)

لینک سایت پاسخگو (پشتیبان برخط آنلاین است، اگر پشتیبان احکام آنلاین نبود از

سایت های دیگه استفاده کنید)




چهارشنبه ٥ آذر ۱۳٩۳ساعت ۸:٢٥ ‎ق.ظ

نکته کنکوری!

* سه تا نکته رو میخوام بهت بگم، آویزه گوشت کن، یادت هم نره، فهمیدی؟

    یک) من خیلی دوست دارم.

    دو) من تورو دوست دارم.

    سه) خیلی دوست داشتنی هستی.

 

+ خل و چل خودتونید اولا. دوما هوا خوبه دیگه.. اثرات هواس!

+ حس این آدمایی که میرن دانشگاه بعد موقع فارغ التحصیلی بیخیال میشن و ول میکنن رو دارم...  چند بار به شوخی تو جمع چندتا از دوستا گفتم یکی بیاد رساله منو بنویسه تموم شه.  حالا یکی دیگه از رفقا که خیلی پیگیر رسالمه، اون روز میگفت اگه حوصله نداری میخوای من برات جمعش کنم؟ :| جدی میگفت ها. دیگه گفتم نه. نخندین ها، حتی سعی کنید تعجب هم نکنید، ممکنه سرتون بیاد. آحه من قبلا خیلی تعجب میکردم. الان کاملا درک میکنم. :| حالا مال من خیلی مدت زیادی نگذشته، مورد داشتیم یه سال گذشته، یا بیشتر، من هنوز درمورد اونا متعجبم! پناه برخدا میبرم. :| :)




سه‌شنبه ٤ آذر ۱۳٩۳ساعت ٤:۱۱ ‎ب.ظ

علی یارت/یارم رفیق

بعضی رفقا میگن دلشون تنگ شده...

اما من میدونم، اینکه میان دیدنم، از یه شهر دیگه، واسه دل خودشون نیست، واسه دل منه... 

بعضیا "رفیق"ند... دمت گرم رفیق... شرمنده ی رفاقتت.

 

+ کارکتر پسرخاله چقدر قشنگه... آخه چقدر... "مگه چیه؟" این دخترخالشه!

+آخر مکالمه اش میگه: علی یارت رفیق




شنبه ۱ آذر ۱۳٩۳ساعت ۱۱:۳٦ ‎ق.ظ

 

آیت الله شیخ محمدعلی جاودان(حفظه الله):

یکی از وظایف امام در دوران امامتش، هدایت مردم است. اگر فردی از امام در زمان امامتش طلب هدایت کند، بر امام واجب است که وی را هدایت نماید. اکنون ما در زمان امامت حجت بن الحسن العسکری(عج) قرار داریم و اگر از ایشان بخواهیم که راه را به ما نشان دهد و ما را هدایت نماید، حتما این کار را خواهند کرد.


پی نوشت: این فرمایش آقای جاودان بیچاره هایی مثل ما را آرام می کند و حق است و درست، اما آخر ما چرا انقدر بدبختیم؟... چه خاکی سرمان کنیم که امام مان غایب است؟ چه قدر سخت است اینکه امامت باشد و نتوانی هر وقت حرفی داری، سوالی داری، دردی داری، بروی و حرف دلت را به او بزنی. ما خیلی بدبختیم رفقا... خیلی بدبختیم... این روزها رشک می برم به شاگردان امام صادق(ع)، به یاران امیرالمومنین (ع)، به همه شیعیان در عصر ائمه "علیهم السلام" که وقتی دردی داشتند می رفتند خدمت امام عصرشان و حرف دلشان را می زدند و امامشان دستشان را می گرفت. 

رفقا! ما خیلی بدبخیتم... خیلی بدبخت... آقا ! امام زمان! تا شما نیایی ما بدبختیم...

منبع




جمعه ۱٦ آبان ۱۳٩۳ساعت ٤:٥۸ ‎ب.ظ

کریم

غم فقط غم حسین.... اینو یکی از رفقام میگفت

عم فقط غم دوری خدا...... اینو یکی دیگه از رفقام میگفت

خب در اینکه من همیشه با آدمای گنده تر از خودم رفیق میشم شکی نیست... اینکه اونا از این حرفا میزنن حتما معنیش این نیست که من هم این چنین آدمی باشم، واقعا نیستم...  من هنوز درگیرم با غم های خودم... خب نمیتونم کتمان کنم که غم حسین خودش دنبالش یک شادی ای داره، نمیتونم کتمان کنم یسری چیزا رو...

اما، هنوزم کودک درونم وقتی کسی لبخند پرمهر واقعی ای می زند، می خواهد گله ها را فراموش کند.. 

حتی اگر نخواهد فراموش کند، مادر درونم بهش میگوید: "دخترم! تو وقتی میری به خدا میگی خدایا منو ببخش، وقتی حتی میدونی که خدا بهتر میدونه که تو توبه ات محکم نیست، اما بازم انتظار داری خدا ببخشه... بازم امید داری ببخشه... ؛ پس وقتی یکی میاد بهت میگه ببخشید، وقتی خودش از کارای خودش ناراحته.. حتی اگه میدونی بازم تکرار میکنه، ببخشش دخترم! رحم کن تا خدا بهت رحم کنه. "

خب من هنوز درگیر غم های کودکانه ام، هنوز وقتی یکی بهم می گوید: "مسلمون قلابی! دختره ی احمق! همه نمازات باطله! " غم میاد تو دلم... بعد پدر توی دلم می آید میگوید: "دخترم! کمی فکر کنی می بینی که راست می گوید! پس جوابش را نده و سکوت کن. حرف حساب جواب ندارد."

شادی جایی ست که تو دست دختر احمق بودنت را میبری جلوی خوب های خدا دراز می کنی... و میگویی ، میگن من احمقم، میگن نمازام باطله، میگن مسلمونیم قلابیه؛ کمکم کنید..... و کریم هیچ وقت دست رد نمی زند.









به نام او

این راه، رفتنی است. این راهی است که رفته‌اند. و انسان هم نباید بگوید من چنین و چنانم و قابلیت ندارم، اینها همه‌اش حرف است؛ همین قابلیتی است که انسان دارد مگر از خانه پدرش آورده؟! اینها همه‌اش دست پروردگار بوده، عنایت بوده، داده و باز هم می‌دهد. خدا که با ما دشمنی ندارد، خدا با ما سابقه سوء ندارد، از رحمت خود، ما را به وجود آورده است و ما هم به سوی رحمت خدا می‌رویم... (علامه طهرانی) ...او خواست که من بنده باشم، و چنین شد که من هم بگویم میخواهم بنده باشم، بنده ی آنکه خداست. می نویسم از گفتگوهای درونی ام، از حرفهایم با خدا. گاهی تعریف می کنم، تجربه هایم رو کادوپیچ می کنم. گاهی هم فقط می نویسم هر آنچه دل گفت بنویس. می نویسم و منتظرم. آنچنان که تمام تنم گوش می شود برای شنیدن حرفهایتان. خطاهایم را بگو تا راه را گم نکنم. خدایا چنان کن سرانجام کار تو خشنود باشی و ما رستگار...

پروفایل

آخرین مطالب

آرشیو

لینک دوستان

ابر برچسبها

الها (٢٧)    پله های توسل (۱٢)    پناهیان (٧)    چگونه یک نماز خوب بخوانیم؟ (٧)    حق الناس (٦)    دیانت عین سیاست (۱)    رفتار متقابل (۱)    سیاست عین دیانت (۱)    سیاسی شدن دین (۱)    شکر (٧)    صبر (۳)    صدقه (۱)    فاطمیه (٤)    فقرا (۱)    مرگ و آخرت (۱)    مشق های آدم شدن (٤۱)    مشق های دل (٤۱)    مهدیه (۱٦)    نماز (٧)    نماز خوب (٧)    نمایشگاه کتاب (۱)    کلام زیبای او (قرآن) (٤)   

لوگوی دوستان

دیگر امکانات